Mohammad Reza        دو شنبه 13 مهر 1395    4 AM
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب

  Mohammad Reza        پنج شنبه 2 مهر 1395    3 AM
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب

  Mohammad Reza        یک شنبه 23 شهريور 1395    5 AM
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب

  Mohammad Reza        شنبه 9 آبان 1398    3 PM
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ادامه مطلب

  Mohammad Reza        سه شنبه 6 بهمن 1394    2 PM

 

زندگی را زیبا تر کن

گاهی با
ندیدن ،نشنیدن و نگفتن
زندگی فقط مال ما نیست به همه تعلق دارد
پس زندگی را برای همه زیباتر کنیم.
.
.
گاهی فقط باید لبخندبزنی
و رد شوی
بگذارفکرکنند نفهمیدی….


  Mohammad Reza        جمعه 13 آذر 1394    2 PM

دنیــــــــــا....

اگه همه چیزش خوب و بی نقص بود 

میشد "بهشت"

یا اگر همه چیزش بد و ناقص بود 

میشد "جهنــــم"

 

امــــــــــا....

حقیقت این است که خوب و بدش مساوی است؛

خوب و بدی ، سختی و آسایش   دو روی یک سکه ی دنیاست...

همون اندازه که

"زشتی" هست ، 

"زیبایی" هم هست...

هرچه "شیرینیهست ، 

همون اندازه "تلخیهم هست...

هرچی "عشق" هست ، 

همون اندازه "غمشهم هست...

 

هر کس به اندازه ی نگاهش و خواسته اش از بهشت و جهنم سهم میبرد...

اگر خوبــــــــی ها را خواستی و دیدی برایت مثل بهشت می شود...

زیبــــــا و پر از حس زندگــــی

 

یا اگر نه...

دلت خواست بدی هایش را ببینی...

می شود یک جای تنگ که روز به روز از آن بدت می آید

و ماندن در آن برایت سخت می شود...

 

صرفا "خواستن" نیست عزیز من...

همه ی اتفاقاتی که می افتد 

هم نکته ی مثبت دارد هم منفی...

حتی بدترین مشکلات!

میتوانیم نکته های مثبتش را ببینم و ناامید نشویم

یا اینکه فقط منفی ببینیم و زندگیمان زیبا نباشد

 

"انتخاب با ماست دوست عزیز"

 

چه خوب که بهشتی ببینیم

 

 

 


برچسب‌ها: تصمیم با تو
  Mohammad Reza        جمعه 13 آذر 1394    2 PM

ﻗﻄﺮﻩ ﻋﺴﻠﯽ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ.. ﻣﻮﺭﭼﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺰﻩ ﯼ ﻋﺴﻞ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﻮﺩ،ﭘﺲ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻮﺷﯿﺪ ... ﺑﺎﺯ ﻋﺰﻡ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﺯ ﻟﺒﻪ ﻋﺴﻞ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺰﻩ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺴﻞ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﺩ ﺗﺎ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﺩ ... ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺩﺭ ﻋﺴﻞ ﻏﻮﻃﻪ ﻭﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ...ﺍﻣﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﺩ،ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﺴﺒﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ... ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﻣﺮﺩ .... ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺣﮑﻤﺎﺀ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ ﻗﻄﺮﻩ ﻋﺴﻠﯽ ﺑﺰﺭﮒ! ﭘﺲ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﮐﺘﻔﺎ ﮐﺮﺩ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ،ﻭ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺁﻥ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻫﻼﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ...

  

 

 

 


برچسب‌ها: دنیا عسل قطره
  Mohammad Reza        چهار شنبه 6 آبان 1394    5 PM

 

  خدا گفت : زمین سرد است چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟


   لیلی  گفت: من. خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت

  سینه اش آتش گرفت.خدا لبخند زد . لیلی هم. خدا گفت: شعله را خرج کن. زمینم را به آتش بکش.

  لیلی خودش را به آتش کشید.خدا سوختنش را تماشا کرد. لیلی گر می گرفت . خدا حظ می کرد.

  لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست. خدا اجابت کرد.

  مجنون سر رسید.مجنون آتش هیزم لیلی شد.اتش زبانه کشید. آتش ماند. زمین خدا گرم شد.

   خدا گفت اگر لیلی نبود زمین من همیشه سرد بود.

 


برچسب‌ها: لیلی
  Mohammad Reza        سه شنبه 5 آبان 1394    2 PM


  Mohammad Reza        جمعه 10 مهر 1394    4 AM

chadore-man.Www.Shabhayetanhayi.ir

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ،،، ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﺸﺪ

ﻣﯿﻮﻩ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ ...

ﺍﻭﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺒﻮﺳﯿﺪ ﺳﭙﺲ ﺏ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺗﺎ ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ...

ﻃﺒﻖ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ

ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺗﺎ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﻤﺎﻧﺪ

ﻣﻮﻻﯾﻢ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺯﻥ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﮔﻠﯽ ﺧﻮﺷﺒﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﻧﻪ ﯾﮏ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ....

ﺍﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻧﻪ ﺳﺎﻟﮕﯽ به ﻣﻦ

ﻋﺰﺕ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ به ﻣﻦ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﮐﻨﺪ

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻻﯾﻖ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻧﻪ

ﭼﻮﻥ ﺟﻮﺍﻫﺮﯼ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﭘﻮﺷﺶ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻭ ﻧﺎﮐﺴﯽ

ﻻﯾﻖ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻭ ﻟﻤﺲ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ

ﺩﻏﺪﻏﻪ ﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﺩﻥ ﭘﺪﺭ ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺣﻖ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﺪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻫﻮﺱ ﮐﻨﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻋﻮﺿﻢ ﮐﻨﺪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺤﻮﻝ ﮐﺮﺩ

ﺗﺎ ﺍﺯ ﺑﺴﺘﺮ ﻧﺮﻡ ﻋﺸﻖ ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻧﺸﻮﻡ

ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﺜﺎﺭ ﭘﺎﺭﻩ ﯼ ﺗﻨﻢ ﮐﻨﻢ ﻭ

ﺍﺟﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻫﺒﺖ ،ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ

ﺩﯾﻪ ﯼ ﭘﺪﺭ ﻭﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ

ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ- ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﺎﻓﺎﺕ ﺷﻮﺩ

ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ

ﻣﻦ ﮔﻠﻢ ﻣﻦ ﺑﻠﻮﺭﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﻦ ﺁﺩﺍﺏ ﺩﺍﺭﺩ ...


ﺣﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﻓﻤﻨﯿﺴﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﮎ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻣﻦ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ !ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ

ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ بدوم ﮐﻪ ﺳﺮ ﻣﺎﻩ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺪﺭﻥ !ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺟﺴﻢ ﻟﻄﯿﻔﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ

ﻣﻦ ﺭﯾﺤﺎﻧﻪ ﺍﻡ .


برچسب‌ها: من ریحانه ام

درباره نویسنده

  • دریافتم، زندگی معجزه حیات است. زندگی با کلمه‌های من ساخته می‌شود و هر کلمه‌ای رد پای معجزه است. پس می‌توانم زیبایی را با کلماتم بیافرینم. هرگاه کسی خشم داشت بدانم به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است. هرگاه کسی نومید بود به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است. هرگاه کسی حسد می‌ورزید نیاز دارد دیده شود. اگر کسی شاکی و گله مند بود نیاز دارد شنیده شود.اگر کسی تلخ بود نیاز دارد مهربانی دریافت کند. و اگر کسی ستم می‌کند نیاز داشته دوست داشته شود. اگر کسی بخل ورزد باید که بخشیده شود. و همه‌ی این سایه‌ها در روح و روان ما نیاز دارند که عشق بر آن‌ها چون باران ببارد، ببارد و ببارد. در زندگی دریافتم که کلمات معجزه هستند . با کلمات وجابجایی انها میتوان شعر نو، پیام نو، راهکار نو را به وجود اورد با کلمات ،میتوان تلنگر ایجاد کرد با کلمات ،میتوان امید به زندگی رابه همه افراد بشر هدیه کرد با کلمات، میتوان آرامش را برای زندگی هابه ارمغان آورد. با کلمات، میتوان روابط مطلوب با دیگران ایجاد کرد . بزرگترین معجزه قرن ما قرآن است که از کلمات وحروف وجملات و اعراب ساخته شده است چیدمان کلمات راباید طوری طراحی کرد که خود ودیگران را متحول کنیم حتی با کلمات و طرز بیان، می توان دل سنگ را آب کرد.و در این روزگار من اموخته ام که سکوت یک دوست میتواند معجزه میکند وهمیشه بودن در فریاد نیست!!!!!!!!!!! آموخته ام که هیچگاه گلی را پرپر نکنم آموخته ام هیچگاه کودکی رارنجور نکنم آموخته ام که هیچ گاه شکوه از تنهایی روزگار نکنم آموخته ام که هرشب گلهای بالشم را با اشکهایم آبیاری دهم ولی اشک کودکی را در گونه اش جاری نکنم آموخته ام صبوری را ، شکوری را ، انتظار را ودوست داشتن همه خوبان را ***************************** لینک به معنای تأیید محتوا نیست ********************************** "مهمترین انتخاب" بعد از خدا مهمترین انتخاب زندگی انتخاب همسر است. ********************************** نظراتی که تبلیغی یا بی ربط یا حاوی توهین و ناسزا و ... باشد منتشر نمی شود فتامل. ******************************* بازنشر حلال شرعی استفاده از نوشته های اینجابی ذکر منبع جایز است نیازی به اجازه و حلالیت نیست. .................................................. نظر هم فراموش نشه . دوستدار شما محمدرضا .

پیوندهای روزانه

طراحی قالب

سایر امکانات


  • نام :
    وب :
    پیام :
    2+2=:
    (Refresh)

    <-PollName->

    <-PollItems->

    خبرنامه وب سایت:





    آمار وب سایت:  

    بازدید امروز : 46
    بازدید دیروز : 30
    بازدید هفته : 46
    بازدید ماه : 269
    بازدید کل : 127670
    تعداد مطالب : 141
    تعداد نظرات : 1861
    تعداد آنلاین : 1



    < 9118/50.jpg